تبليغاتX
انجمن دانشجويان قشقايي دانشگاه كاشان
انجمن دانشجويان قشقايي دانشگاه كاشان
اين وبلاگ محلي است براي هم انديشي دانشجويان قشقايي
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
اعتراض به اقدام موهن علیه امام هادی (ع) ..... ...  
با عرض سلام خدمت همه ی هموطنان مسلمان علی الخصوص ایل شیعه ی دوازده امامی و ولایت مدار قشقایی.

چندی پیش باز عده ای شیطان صفت پلید که از نوکران و مریدان استکبار هستند در طی یک اقدام سخیف و قبیح به امام هادی(ع) و امام عصر(عج) اهانت کردند.

امیدوارم که شما دوستان غیور شیعی مذهب با استفاده از فضای مجازی اینترنت و سایبری اعتراض خود را نسبت به این اقدام موهن نشان دهید.

امام هادی(ع) مگر ما مرده ایم.... آقا شما پیش ما دیگر غریب نیستید....


چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
پاسخی به دوستان در مورد استان لارستان و قشقایی ...  
سلام. ایل ما به علت پراکندگی زیاد در کشور نتوانسته است که تاکنون استانی برای خود داشته باشد. اما در استان فارس شهرستانهای فیروز آباد،  فراشبند، قیر و کارزین و کوار دارای اکثریت جمعیت قشقایی می باشند. ولی مجموعه ی این شهرستانها به علت مساحت و جمعیت کم برای ایجاد یک استان شرایط لازم را ندارند. لذا باید استانی دو قومیتی را رقم زد مثل چهار محال و بختیار یا کهگیلویه و بویر احمد یا ... بنا براین تنها کاری که میتوان انجام داد همصدا شدن با لارستانی هاست. چون آنها هم شرایط ما را دارند. تنها در صورت اتحاد این شرستانها(شهرستانهای فیروزآباد، لار،خنج،فراشبند،قیر و کارزین، کوار، گراش، لامرد، مهر ) میتوان به این مهم دست یافت.


چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391
تشکیل استان لارستان و قشقایی ...  
با نام و یاد خدا و با عرض سلام و درود به هم ایلی های عزیز و بزرگوار.

اکنون که به یاری خداوند متعال ایل قشقایی توانست چندین کاندیدا وارد مجلس کند با ید این نکته مد نظرمان باشد که در خواست های ایلمان را حتما به گوش آنها رسانده و از این دوره و دوره های بعدی استفاده لازم جهت پیشرفت ایلمان را داشته باشیم.

مسئله ی مهمی که باید نمایندگان محترم حتما مد نظرشان قرار بگیرد تشکیل استان لارستان و قشقایی است. از چند سال پیش تا کنون زمزمه هایی برای تقسیم استان فارس به چند استان شنیده میشود که احتمال وقوع این تقسیمات در این دوره بسیار زیاد است.

تشکیل استان لارستان و قشقایی فواید بسیاری دارد که از جمله آنها به موارد زیر می توان اشاره کرد:

1- داشتن شبکه تلویزیونی مستقل و استفاده از آن جهت احیا و ترویج آداب و رسوم و تبلیغات مثبت و مثمر ثمر همچنین گزارش اخبار استانی و پخش برنامه های سینمایی و کودک و نشستهای علمی به زبان محلی

2- داشتن دانشگاه دولتی مستقل و فارغ التحصیلی افراد متخصص و با سواد

3- دریافت مستقیم بودجه ها از دولت و استفاده و تقسیم آن به پروژه های مورد نیاز

4- رسیدن به جایگاه واقعی تاریخی و فرهنگی

5- ایجاد شغل های جدید

6-فرصت جذب توجه بیشتر از سوی مسئولین

7- تسهیل امور اداری و اجرایی شهروندان منطقه

8-مهمتر از همه تلاش برای محقق ساختن اهداف و آرمانهای انقلاب شکوهمند اسلامی با برنامه ریزی ها و سرمایه گذاریها در این استان

9- ....

لارستانیها چند وقتی هست که برای استان شدنشان تلاش می کنند اما به علت جمعیت کم و تعداد کم شهرستانها و مساحت کم استان این کار میسر نیست. لذا با پیوستن شهرستانهای فیروزآباد، قیرو کارزین ، فراشبند و کوار به شهرستانهای لار ، لامرد ، مهر ، گراش و خنج جمعیت ، مساحت و تعداد شهرستانها بالا رفته و باعث تحقق تشکیل استان لارستان و قشقایی میشود.

امید است که نمایندگان حتما برای تشکیل استان لارستان و قشقایی تلاش مستمر و بی وقفه داشته باشند تا بتوانیم به این مهم یعنی تشکیل استان دست پیدا کنیم.

لطفا نظرات خود را برای هم اندیشی و هم فکری بهتر راجع به این مسئله ارسال فرمایید. با تشکر

انجمن دانشجویان قشقایی  دانشگاه کاشان   www.qku.blogfa.com   


دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391
هر گونه «برنامه ريزي» براي عبور از غرب محكوم به شكست است. ...  


تمدن مدرنيته چون پايان تاريخ نيست، مسلماً با تمدني ديني جايگزين خواهد شد، اما بايد بدانيم كه «هر گونه «برنامه‌ريزي» براي عبور از غرب محكوم به شكست است».

شنيدن اين سخن در بدو امر ممكن است موجب تعجب شود، اما اگر به درك درستي از مفهوم «برنامه‌ريزي» نائل شويم، صحت اين گزاره به راحتي تصديق خواهد شد.

بايد دانست كه «برنامه‌ريزي» تنها مبتني بر نگاه فلسفي مدرن از عالم قابل درك و تفسير است. در نگاه فلسفه جديد كه بنيان آن به دست دكارت نهاده‌شده‌است ، عالَم «نَفس» و عالَم «ماده»، دو سنخ وجود جدا و متباين از يكيديگرند. «نفس» از مجردات است و بسيط و «ماده»، عين امتداد است و كثرت . اين تفاوت در نحوه وجود كه از آن به «تباين دكارتي» تعبير مي‌شود، زير بناي تمامي فلسفه‌هاي مدرن بوده است.

 انديشه «تباين» دكارت در سير تفكر فلسفي خود و بدست فيلسوف بزرگ ايمانوئل كانت به مقصد نهايي خود رسيد و با طرح انديشه «فاعل شناسايي» به دست او، به سوبژكتيويته تام و تمام مبدل شد.

در نگاه «سوبژكتيو» ماهيت اشياء مبهم‌اند و ذهن آدمي توان صورت بخشي به آنها را دارد. ادعاي كانت مبني بر اين كه «اين فاهمه ماست كه به جهان خارج صورت مي‌بخشد»، ناظر به همين معناست. و  وقتي ذهن آدمي قدرت صورت بخشي به اشياء را داشته باشد، مي‌توان از «برنامه‌ريزي» براي تغيير دادن عالم ماده و جهان خارج سخن گفت.

در حقيقت وقتي نفس آدمي و عالم ماده از يكديگر منفصل باشند و متباين، آدمي خواهد توانست ابتدا عالم را به عنوان «ابژه»‌اي(مفعول) كه در برابر ذهن شناساي خود ( سوبژه يا فاعل) بنهد و سپس با فاهمه خود به آن صورت رياضي ببخشد و با اعمال اين صورت بر ماده، آن را تغيير دهد.

جان كلام آنكه، «برنامه ريزي» تنها در سايه تفكر «تباين» دكارت و «سوبژكتيويسم» كانت معنا پيدا مي‌كند و با نگاه حاصل از تفكر كانت و دكارت نمي‌توان با تمدن كانتي مواجهه كرد.، چرا كه با دستمال كثيف نمي‌توان شيشه پاك كرد.

 اما اگر بتوانيم از قهر نگاه فلسفه مدرن به عالم آزاد شويم، ديگر سخن از «برنامه ريزي» معنا نخواهد داشت. چرا كه در اين صورت در خواهيم يافت كه ما، جدا از عالم خارج نيستيم و چون نفس و روح عين اتصال به جهان خارج است، هر تغييري در «خارج» در يك رابطه ديالكتيك با تغيير با «خود» قرار دارد. بدين معنا كه به همان ميزان كه در جان ما تغيير رخ دهد، عالم نيز تغيير پيدا مي‌كند و ديگر  عالم قبل نخواهد بود.

در حقيقت راه «عبور از مدرنيته» از منزل «تغيير خود» مي‌گذرد و پير جمارن و روح خدا در كالبد زمان، امام خميني رضوان ا.. تعالي عليه متذكر همين نكته شده بودند كه: «بايد از خودتان شروع كنيد»[1].

براي ساختن عالمي نو، بايد آدمي از نو ساخته شود و مادامي كه «عقل‌«ها‌ و انديشه مسلمانان مُسَيطَر نگاه كانت و دكارت است و ميخ «حب تكنيك» در «قلب»‌ها خورده است، نمي‌توان از تمدن ديني سخن گفت. «آدمي از نو ببايد ساخت و از نو عالمي»، تا در  وجود ما انقلابي رخ ندهد، در عالم، انقلابي رخ نخواهد داد.

منبع:nistengari.blogfa.com


یکشنبه سیزدهم فروردین 1391
خاطره ای از شهید علی اصغر اژدهاکش به نقل از یک دلیر مرد قشقایی ...  
خاطره ای از شهید علی اصغر اژدهاکش به نقل از یک دلیر مرد قشقایی

بعد از 22 سال دوباره توفیق  شده همراه با رزمندگان گردان خط شکن امام مهدی (عج) سری به خانواده شهید علی اصغر اژدهاکش بزنیم:                                                                                                                           شهیدی از تبار دلیر مردان ایل قشقایی که به روایت مادر گرانقدرش روز عاشودا متولد شد و اولین صدایی که شنید صدای  هل من ناصر ینصرنی حسین ابن علی (ع) از صحرای کربلا بود که او را به خود می خواند. این صدای مظلومانه قلبش را تسخیر کرده بود . بانگ دلربای حسینی همیشه در گوشش طنین می افکند.نامش به نام نوزاد شش ماهه ی حسین ابن علی متبرک شد. علی اصغر ایل قشقایی بعد ار 1400 سال به ات بانگ حسینی شنیده در اولین لحظه ی تولدش لبیک گفت و در عملیات والفجر 10 و در تپه رشن به درجه رفیع شهادت نایل شد.من او را تا قبل از دیدار در گردان امام مهدی نمی شناختم.گردان امام مهدی در منطقه ی گتوند و در گنار یک امام زاده و در میان جنگل درختان کنار مستقر بود و رزمندگان این گردان در حال اموزش به سر می بردند.اولین باری که اورا با ان قامت رعنا و سیمای مظلوم دیدم همان جا بود. نامم را شنیده بود و بنا به حس قوم و خویشی به سراغم امد و خودش را معرفی کرد.من که هم زبان و هم محلی پیدا کرده بودم خیلی خوشحال شدم. روزهای چندی با هم بودیم.در کنارهم می نشستیم.با هم به زیارت می رفتیم و با هم خاطره ها می گفتیم و روزها را با هم سپری می کردیم.او را که در دسته دیگری بود به دسته خودمان که فرمانده اش شهید بزرگوار نورالله اکبری بود اوردم. دل پاک وصفای عشایری داشت و دیگران را به خود جذب می کرد.چیزی نگذشت که در میان بچه های گردان جای خود را باز کرد.بعد از 22سال توفیق بزرگی بود که با همرزمان و یارانش در حضور خانواده محترمشان بویژه مادر گرانقدرش یادی از او بکنیم. در ابتدا جانباز ارجمند سردار حاج علی قنبرزاده که در عملیات والفحر10 فرماندهی گردان امام مهدی(عج) را بر عهده داشتند به تشریح عملیات پرداختند و خاطرات زیبایی از این عملیات غرور افرین را بیان داشتند که بسیار شنیدنی بود. در این جلسه صحبت از خواب زیبایی به میان امد که شهید اژدهاکش قبل از عملیات دیده و ان را برای حاج محمد پیمانی تعریف کرده بودکه یکی از رزمندگان به نیابت از ایشان تعریف کردند و نحوه ی شهادت ایشان را بیان داشتند. جانباز ارجمندحاج محمد پیمانی در خصوص شهید علی اصغر اژدهاکش می فرمودند: “چند شب قبل از عملیات شهید اژدهاکش پیش من امدند و گفتند که من خواب دیده ام من و تو در جایی بودیم که به یم دوراهی ختم می شد و به سمتی اشاره و به ما گفته شد که چنانچه به این طرف بروید با حضرت عیسی (ع) ملاقات خواهید کرد که ما هم به همان سمت رفته و توفیق زیارت ان حضرت را یافتیم و ایشان دستی به تمام بدن من کشیدند ولی فقط پای شما (حاج محمد پیمانی) را لمس کردند.چند روز بعد وقتی عملیات شروع شد و ما تپه رشن را فتح کرده و پدافند کردیم عراقی ها در منطقه پایین تپه با خمپاره و گلوله های مستقیم تانک و تپه را میزدند و علاوه بر ترکش های گلوله ها و خمپاره تکه های سنگ نیز همانند ترکش عمل میکرد و بسیاری از بچه ها را زخمی و یا به شهادت می رساند.در همین حین گلوله ی تانکی کنار سنگر ما به زمین نشست و منفجر شد.علی اصغر در حالی که می گفت محمد بخواب خودش را روی من انداخت.وقتی گرد و خاک خوابید صدایش زدم دیدم جواب نمی دهد سنگینی تنش را حس می کردم او را کنار زدم دیدم ترکش های گلوله ی تانک پشتش را سوراخ سوراخ کرده است و در دم به شهادت رسیده و من هم پایم قطع شده است. خواب شهید رویای صادقه بود که زود تعبیر شد.“  شهدا بویژه شهدای ایل سرافراز  قشقایی موجب افتخار و نشانه ی ولایت مداری و دینداری و وطن پرستی پاک سیرتان قشقایی  است. و تکریم این عزیزان بر همه ی قشقایی دوستان و مسؤولین واجب است.                                                                                 ما یاران و همرزمان شهدا اگرچه سراپا تقصیریم ولی امیدواریم شهدای گرانقدری هم چون علی اصغر اژدهاکش دستمان را بگیرد و در روز محشر شفاعتمان بکند.خداوندا ما را ادامه دهنده راه شهدا و امام شهدا قرار دهد. در خاطرم زنده شد یاد فاطمیون/یاد شلمچه یاد فکه یاد مجنون/یاد شقایقهای سرخ خفته در خاک/ییاد حلبچه یاد مهران یاد کارون/رفتند یاران چابک سواران/همراه انان پیر جماران/هان ای شهیدان شبها با خدا چه گفتید/جان علی و فاطمه چه گفتید/چشم انتظاریم روز محشر از کرامت.

اسد ا... قزل بیگلو

منبع:haghighatmag.persiangig.com

شنبه پنجم فروردین 1391
آرامگاه مأذون... ...  
 

        (اگر هر قشقایی فقط هزارتومان کمک کند،

  آرامگاه مأذون ومجموعه فرهنگی آن ساخته میشود) 

 "مدت دیر اولموشام مست هوی عشق

 دیوانه یــــــه همخوی اولور خوی عشق

یوز ایـل اؤلموش اولسام گلر بوی عشق

مأذون دئر ایــــــــله سنگ قبرستانیمی"   (مأذون)

        در دیماه ۱۳۷۲ هجری شمسی به بهانه یکــصدمین سال در گذشت میرزا مأذون، شاعر و عارف سترگ ایل قشقایی و عشایر جنوب، یادمانی در سالن اجتماعات آموزش و پرورش عشایری در خیابان باغ ارم شیراز برگزار گردید در حالی که کسی نمیدانست آرامگاهش کجاست چه گونه مرده و چه کسی درکجا به خاکش سپرده...

      مرحوم شهبازی از قول شیرزاد بیگ دزکردی نوشته بودکه مدفنش در بقعه شازده منصور شیراز است و من از شخص دیگری شنیده بودم در قبرستان شادایی الله شیراز است حتی شنیده بودم که بقعه شاهزاده منصور هم در همانجاست و در سال ۱۳۶۴ که دانشجوی دانشـــــــــگاه شیراز بودم مدتها وقت صرف کرده آن قبرستان وسیع را سنگ به سنگ جستجو کرده بودم اما...

        در گیر و دار بزرگداشت، برخی از سخنوران از نامعلوم بودن مکان دفنش می گفتند و... تا این که نو جوانی در پشت سن پیشم آمد و گفت پیر مردی در وسط سالن اظهار میدارد که جای قبر ماذون را میداند یه سرعت کارگردانی را رها کرده به سراغش رفتم شماره تلفنش را گرفته برگشتم.

        دو روز بعد از بزرگداشت با بی صبری تمام همراه دوست جدیدم مهندس حسین حیدری، که در همین برنامه باهم آشنا شده بودیم و بعدها  بر اساس تلاشهایش به حیدری مأذون معروف شد با جعبه ای شیرینی به دیدارش رفتیم.

       خانه زنده یاد عزیزخان فیلی قشقایی (متخلص به خسته) در خیابان فضل آباد شیراز بود. پس از معارفه و چای و شیرینی پای صحبت های شیرینش نشستیم که: مأذون اواخر عمرش را در شیراز در یکی از اتاقهای خانه مشیر دفتر که از بستگانش بوده در همسایگی خداکرم خان فیلی، پدر عزیز خان، ساکن بوده و در همانجا با کمک مرحوم نجفقلی خان اشعارش را جمع آوری ومرتب میکند (اهتمام ائیله دی ییغدی کتابیم...)  هنگامی که به دعوت کلانتر طایفه بهارلو به داراب میرود( داراب دا اه یله نن خان نو جوان...) کتابش را به خداکرم خان میسپارد که در یخدانی چوبی قرارش میدهد دو ماه بعد که از داراب بر میگردد و برای گرفتن کتاب میرود با تأسف میبینند که موشها دمارش را در آورده اند.(داغیلار تفرقه اولار دفتریم...)  از نو شروع به نوشتن  میکند اما اجل از راه میرسد و کارش ناتمام میماند...

       عزیزخان از بقعه میگفت از قبر دو برادرش که در نو جوانی به مرض حصبه از دنیا رفته اند و قبرشان با مأذون ۲ متر فاصله دارد از پدرش که هرشب جمعه دستش را میگرفته بر سر خاک برادرانش میبرده و قبری که در کنارآنها بوده. یک روز از پدرش می پرسد که آیا این هم برادرم بوده؟ جواب میدهد نه این دوست و همسایه ام بود و بعد ها که بزرگتر میشود از مأذون برایش میگوید و می سپارد که روزی قشقایی ها به سراغ این قبر خواهند آمد. روزی که احتمالا من نیستم مکان آن را به خاطر بسپار مطالبی را که گفتم فراموش مکن تا روزی که جویندگانش را بیابی و این امانت را تحویلشان دهی...

        مارا بر بقعه برد جایی که بیش از ۲۵ سال بود نرفته بود اما جالب بود خیلی ها میشناختنش محوطه بقعه و روی قبر ها با خاک مسطح و موزائیک شده بود اما بازهم توانست محل قبر را مشخص کند حاج عباس شمیرانی، رئیس هیأت امناء شاهزاده منصور و سایر اعضا وحتی خانم بسیار مسنی را به بقعه آوردند، محل قبر را تأیید کردند. سپس مارا به خانه ای برد و اتاقی را که مأذون آخرین روزهای حیاتش را در آن گذرانده بود نشانمان داد وبعد گفت خدا از شما راضی باشد! سالها بود دین سنگینی بردوشم بود الان احساس راحتی میکنم... ـ خدایش رحمت کناد ـ

     چند روز بعد به اوقاف شیراز رفتم آقای مددی، رئیس ناحیه۳، و آقای نادر ریاحی، مدیر کل اوقاف، به خوبی تحویل گرفتند و از هر نوع مساعدت دریغ نکردند هیأت امناء آرامگاه مأذون تأسیس شد و چون در آخرین تحقیقات ثابت شده بود که شازده منصور امامزاده نیست این بود که کلیه محوطه بقعه کتبا به این هیأت امنا واگذار گردید تا قبر مأذون باز سازی شود...

 

 

 

       با معرفی اوقاف در بانک ملی مرکزی شیراز حسابی با سه امضا،  (حسین حیدری آغاجاری، من و آقای صفری از اداره کل اوقاف)، به نام آرامگاه مأذون افتتاح گردید. با اولین کمک نقدی که دریافت شد تعدادی قبض جمع آوری اعانه چاپ شد. جلسات بزرگ و کوچک گرفته شد اعلامیه ها پخش شد. علاوه بر اعضای اصلی حدود ۱۸۰ نفر اعضای افتخاری به جمع پیوستند  و قبوض در اختیار آنان قرار گرفت. دست دریوزگی به هر کسی گشودیم...

مهندس غلامعلی دیزجانی که آن موقع رئیس سازمان عمران و بهسازی شهر شیراز بود، نظارت و مهندس حسین حیدری مدیریت ساخت و ساز افتخاری آن را عهده دار شدند که بعد ها آقای مهندس حسین روانان هم دست یاری داد. باتمام تلاشی که شده و ریزه کمکهایی که از برنامه و بودجه، اوقاف، ارشاد و حمایت آقای حاج سید نورالدین دبیری، نبیره مأذون، و برخی افراد خیر شده توانسته ایم کل محوطه(۱۰۰۰متر مربع) را تا عمق یک متر خاک برداری کرده، شالوده مجموعه فرهنگی آرامگاه را بنا نهیم. بخشی از محوطه را با مخلوط بالا آورده زیربنای خود آرامگاه را با بتون بسازیم و سنگ قبر مرمر اهدایی آقای دبیری را بر روی آن نصب کنیم.

      اما برای ساختمان بنای یادبود آرامگاه، مجموعه فرهنگی(شامل سالن اجتماعات، موزه، کتابخانه و...)، و محوطه سازی که زحمت طراحی افتخاری آن را مهندس مهرداد طیبی پور کشیده اند هنوز دستمان باز و چشممان در راه است... 

  دست ازکرم به عذرتنک مایگی مشوی/ /برگی درآب کشتی صد مور میشود                                                                                                                  (صائب)  

    (شماره حساب آرامگاه مأذون: ۹۳۲۱۰ بانک ملی شعبه مرکزی شیراز)

 

     (ضمنا ازعزیزانی که قبوض اعانه گرفته اند استدعا داریم اگر

     نمیتوانند کمکی کنند لا اقل قبض ها را به هیات امنا برگردانند)   

از تمام اهل فضل و کمال و ادب مخصوصا دانشجویان عزت طلب قشقایی نیز استدعا دارم این مطلب را در سایت یا وبلاگ خود قرار دهند، شاید قلم خیرشان سبب قدم خیری گردد... انشاا... 

منبع:http://nademsozu.blogfa.com  

 

شنبه بیستم اسفند 1390
میدان آیت ا... حکیم جهانگیرخان قشقایی(ره) ...  

چهارشنبه هفدهم اسفند 1390
چند تغییر در نقشه تقسیمات کشورى استان اصفهان ...  

بر این اساس، بخش دناکوه به مرکزیت روستای بیده مشتمل بر دهستان های پادنا علیا و برآفتاب و بخش وردشت به مرکزیت روستای فتح آباد از ترکیب دهستان های وردشت و دره شور در تابعیت شهرستان سمیرم ایجاد می شود...

 


... ادامه مطلب
چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390
آرامگاه مرحوم یوسف علی بیگ قشقایی(یوسف خسرو) ...  
  سمیرم ابتدای بخش وردشت(دره شور) ازطرف شهرستان دهاقان

 

یکشنبه بیست و پنجم دی 1390
ترور شهید رضا قشقایی همکار شهید مصطفی احمدی روشن ...  
لحظاتی پیش در باغ طوطی آستان حضرت عبدالعظیم (ع)پیکر شهید قشقایی در منزل ابدی‌اش آرام گرفت
خبرگزاری فارس: پیکر مطهر شهید رضا قشقایی که بر روی دوش نمازگزاران جمعه تهران تشییع و وارد شهرری شد، در باغ طوطی آستان حضرت عبدالعظیم (ع) به خاک سپرده شد. به گزارش خبرگزاری فارس از جنوب استان تهران لحظاتی پیش پیکر مطهر شهید رضا قشقایی که در پی حادثه تروریستی روز چهارشنبه به فیض شهادت نائل آمد، پس از تشییع نمازگزاران جمعه تهران از سر درب اصلی دانشگاه تهران تا میدان انقلاب به شهرری منتقل شد و در باغ طوطی آستان حضرت عبدالعظیم (ع) به خاک سپرده شد. شهید رضا قشقایی همراه و همکار شهید مصطفی احمدی روشن که ساعاتی پس از این حادثه بر اثر شدت جراحات به فیض شهادت نائل آمد صبح امروز از درب منزلش در ابن بابویه شهرری تشییع و بعد از طواف در آستان شیخ صدوق (ره) به میعادگاه نماز جمعه تهران منتقل شد. پیکر این شهید بزرگوار پس از نماز جمعه بر دوش نمازگزاران تهرانی تا میدان انقلاب تشییع و مجدد به شهرری انتقال یافت. مردم شهید پرور و ولای ایران اسلامی و شهرستان ری با حضور در میدان شهرری از پیکر مطهر این فرزند غیور ایران اسلامی استقبال کردند. مردمشهید پرور شهرستان ری پس از تشییع پیکر این شهید بزرگوار تا حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع) پیکر شهید قشقایی را در حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع) و امامزادگان مجاورش، پیکر این شهید را به باغ طوطی منتقل و مراسم خاکسپاری را با شکوه و عظمت خاصی برگزار کردند. مردم شهید‌پرور و همیشه در صحنه ایران اسلامی با دود کردن اسپند و پاشیدن گلاب و ذکر «یاحسین یاحسین» این پیکر مطهر را تشییع کردند. مسئولان ارشد استان تهران و شهرستان ری در فضای آکنده از اندوه و قم دوشادوش امت حزب‌الله و همیشه در صحنه ایران اسلامی در این مراسم حضور پررنگی داشتند. جمعیت هزاران نفری حاضر در این مراسم با مدیحه‌سرایی در رثای سرور و سالار شهدا به عزاداری می‌پردازند. شهید رضا قشقایی متولد 1357 و پرورش یافته شهرستان ری است و یک پسر 10 ساله به نام محمدحسین از این شهید بزرگوار به یادگار مانده است.